خدایا در این تنهایی محض تنها حضور تو مرهمی بر دل خسته ی من است
خدایا در این سکوت بی نهایت در این سیاهی شب تنها خاطره هایم هستند
که همچون ستاره های درخشان گویای روشنی است
خدایا در انتهای جاده ی زندگی میان بن بست تنهایی اسیر شده ام
ای کاش می توانستم دیوار سرنوشت را در هم شکنم و ازادی را در اغوش بگیرم
ای کاش می توانستم صداقت را دوباره احیا کنم انوقت دیگر تنهایی بی معنا بود
ای کاش می شد همیشه زیبا زندگی کرد
نظرات شما عزیزان:
+ نوشته شده در دو شنبه 14 شهريور 1391برچسب:,ساعت 7:9
توسط
ازاده
| نظر بدهيد