|
درباره وبلاگ
|
|
|
به دلیل علاقه ای که به شعر وادبیات داشته ام ،مطالب و شعرهای مورد علاقه ی خود را در وبلاگم منتشر کرده ام.قبلا از همه نویسنده گان ان کسب اجازه می نمایم.
|
|
| | |
|
|
عزیزم
<-CategoryName->
|
|
|
آغوشت را تـــــــنگ تر کن...
حســـــــــادت میکنم به هــــــــــوایی که میان من وتوست
آغوشت را تنگتر کن....
بـــی مرز میــــــــخواهمت ....
+ نوشته شده در سه شنبه 2 تير 1394برچسب:,ساعت 12:58
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|
همیشه باید یک کسی باشد...
که معنی سه نقطههای انتهای جملههایت را بفهمد...
همیشه باید کسی باشد...
تا بغضهایت را قبل از لرزیدن چانهات بفهمد...
... باید کسی باشد...
... که وقتی صدایت لرزید بفهمد...
که اگر سکوت کردی، بفهمد...
باید کسی باشد...
که اگر بهانهگیر شدی بفهمد...
باید کسی باشد...
که اگر سردرد را بهانه آوردی برای رفتن نبودن بفهمد...
بفهمد که درد داری...
که زندگی درد دارد...
بفهمد که دلگیری...
بفهمد که دلت برای چیزهای کوچک تنگ شده...
بفهمد که دلت برای راه رفتن، برای دویدن، تنگ شده. . .
آری...همیشه باید کسی باشد
+ نوشته شده در دو شنبه 1 ارديبهشت 1393برچسب:,ساعت 13:25
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|
گاهی حرف نزدن از حرف نداشتن نیست ,
از حرف زیاد داشتنه -
از این حال باید ترسید چون یا به ,
گریه ختم میشه یا به خشم !!!
+ نوشته شده در دو شنبه 1 ارديبهشت 1393برچسب:,ساعت 13:23
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|
فرقی نمیکنه چند سالت باشه
وقتی دلگیری و غمگین فقط میخوای مادرت کنارت باشه ...
+ نوشته شده در دو شنبه 1 ارديبهشت 1393برچسب:,ساعت 13:20
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|
سال ها دویده ام …
با قلبی معلق و پایی در هوا
دیگر طاقت رویاهایم تمام شده است
دلم رسیدن میخواهد !
+ نوشته شده در دو شنبه 1 ارديبهشت 1393برچسب:,ساعت 13:13
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|
خدایا مرا تنها مگذار که مبادا
نگاهم به نگاه بنده ای از جنس
خاک محتاج شود...
+ نوشته شده در پنج شنبه 28 فروردين 1393برچسب:,ساعت 8:36
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|
دعای باران چرا؟
دعای عشق بخوان این روزها دلها تشنه ترند تا زمین
خدایا کمی عشق ببار.
+ نوشته شده در پنج شنبه 28 فروردين 1393برچسب:,ساعت 8:34
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|
تنها بودن ، قدرت میخواهد...
و این قدرت را کسی به من داد که روزی میگفت تنهایت
نمی گذارم...
+ نوشته شده در سه شنبه 26 فروردين 1393برچسب:,ساعت 13:43
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
دلم گرفته
<-CategoryName->
|
|
|
گاهی سخت میشود.دوستش داری و نمیداند
دوستش داری و نمیخواهد.دوستش داری و نمی آید
دوستش داری و سهم تو از بودنش فقط تصویری است
رویایی در سرزمین خیالت.دوستش داری و سهم تو از
همه تنهایی است
+ نوشته شده در سه شنبه 26 فروردين 1393برچسب:,ساعت 13:37
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|
عاشق شكلات تلخم حالا خنده هامم تلخن
عاشق بستنيم حتي تو سرماي منفي سي درجه حالا سرد تر از بستنيم
+ نوشته شده در چهار شنبه 9 آبان 1392برچسب:,ساعت 7:44
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
خدایا
<-CategoryName->
|
|
|
فقط تو می دانی که در این شبهای پر تکرار چه آرزوها به سر دارم..
آرزو دارم که سر بر زانویت بگذارم ...
دیگر دنیایم بس است ...
دیگر عذابم بس است...
خسته ام ...
خسته از نامهربانی این چرخ فلک ...
دستم را بگیر که دیگر طاقت ماندن ندارم...
+ نوشته شده در چهار شنبه 8 آبان 1392برچسب:,ساعت 12:26
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|
جغد نزد خدا شکایت برد :
انسان هــــا آوازِ مرـــا دوستـــــــ ندارنـــــد ...
خـــــــــدا به جُغــــــــــد گفتـــــــــــ :
آوازهـای تو بوی دل کندن می دهـد و آدم ها عاشق دل بستن اند ...!
دل بستن به هـــر چیز کوچکـــــ و بزرگـــــــــ ؛
تو مُــرغِ تماشـــا و اندیشه ای !
و آنکه مــی بیند و می اندیشــد ، به هیچ چیز دل نمــی بندد ...
دل نبستن سخت ترین و قشنگترین کار دنیاست ..!
امّا تو بخوان ... و همیشه بخوان ...
که آواز تو حقیقت استــــــــــ و طعم حقیقت تلخ ...
+ نوشته شده در یک شنبه 24 مرداد 1392برچسب:,ساعت 7:52
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|
ﺍﻓﺘــﺎﺩﻩ ﺍﻡ ﻣﯿـــﺎﻥ ﺩﻭ ﺧــــﻂ ؛
ﻣـــﺎﻧــــﺪﻧﻢ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﺩ …
ﺭﻓﺘـﻨـــﻢ ﺗﻮﺍﻥ ﻣــــﯽ ﺧـــﻮﺍﻫـــﺪ ...
و مـــن ﺗـــﻮﺍﻥ ﺩﺭﺩ ﻧـــﺪﺍﺭﻡ !
+ نوشته شده در یک شنبه 23 مرداد 1392برچسب:,ساعت 7:50
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|
دارم از تــو حــرف مـــی زنــم ...
امــــا روحــت هـــم از نوشــــته هــایم خبــر نــدارد ...
ایــــرادی نــــدارد یــادِ تــو ...
به نوشتــــه هــایم رنــگـــــ مــــی دهــد ...
شــایــد دیگــری بخــــواند و آرام گیــــرد ذهــــنِ پریشــــانش …
+ نوشته شده در یک شنبه 22 مرداد 1392برچسب:,ساعت 7:49
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|
سکوت کن!
بگذار بغض هایت سربسته بماند...
گاهی
سبک نشوی
سنگین تری
+ نوشته شده در یک شنبه 21 مرداد 1392برچسب:,ساعت 7:42
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|
خدایا !!!
به فکرمان.............منطق
به قلبمان...............آرامش
به روحمان ..............پاکی
به وجودمان............ آزادی
به دست هایمان .......قدرت
به چشم هایمان.........زلالی
به زندگی مان ............عشق
به دوستی مان........... تعهد
و به تعهدمان..............صداقت
+ نوشته شده در یک شنبه 20 مرداد 1392برچسب:,ساعت 13:36
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|
براي بعضي درد ها نه ميتوان گريه كرد
نه مي توان فرياد زد
براي بعضي درد ها فقط مي توان
نگاه كرد و بي صدا شكست
همين
+ نوشته شده در چهار شنبه 17 مرداد 1392برچسب:,ساعت 7:4
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|
بالاتر از عشق وابستگی است
هیچوقت کسی را که ب تو وابسته شده رها نکن
+ نوشته شده در چهار شنبه 16 مرداد 1392برچسب:,ساعت 13:56
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|
چـﮧ ڪَسـے مـے گویـَב בورے ســَـرבے مـے آورב ؟
وَقتـے ڪـﮧ هَنــوز بـا یـاבَت ،
بَنـב بَنـב وجــوבَم گـَـرم مـے شوَב .
چـہ مــے בانــے از בل ِ تـنـ گمـ!
گـاهــــے بـہ פֿــבاونـב التـمـاس
مــے ڪنـمـ فـــقـط פֿــوابـتـــــ را بـبـیـنـمـ
مـــے فهمــــے ؟!!!
פֿــوابـتـــــــــ را
+ نوشته شده در یک شنبه 24 تير 1392برچسب:,ساعت 8:50
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|
راه کـِـﮧ میـروے
عَقــَـب میـمــانَــمـ
نـَه بـَـرای اینـکـِـﮧ نـَخواهَـم با تــُـــو هـَـم قــَـدم باشَـم
میـخواهـم پا جاے پاهایـَـت بگــُـذارَـمـ
میـخواهـَـم مـُـراقبـَـت باشَمـ
میـخواهـَــم رد پایـَـت را هیچ خیابانـے در آغوش نکـِـشـَــد
تـــُــو فــَـقـَـط بـَــراے مـَـنے..
+ نوشته شده در یک شنبه 23 تير 1392برچسب:,ساعت 8:49
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|
ﻣﻄﻤﺌטּ ﺑﺎﺵ
ﻭﻗتے ﺑﺮﺍﻱ ڪسے مہِم ﺑﺎشے
ﺍﻭ ہِمیشہِ ﺭﺍہِے ﺑﺮﺍے ﻭﻗﺖ
ﮔﺬﺍﺷﺘטּ ﺑﺮﺍﻳﺘﺎטּ ﺧﻮﺍہِـב ﻳﺎﻓﺘـــــــ …
ﻧــہِ ﺑہِانہِ ﺍے ﺑﺮﺍے ﻓﺮﺍﺭ ﻭ ﻧــہِ בﺭﻭغے ﺑﺮﺍے ﺗﻮﺟیہِ.../.
+ نوشته شده در شنبه 12 تير 1392برچسب:,ساعت 7:12
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|

گاه בلتنگ میشوم ، בلتنگتر از ہِمہِ בلتنگہِا ، گوشہِ اے مینشینم و میشمارم حسرتہِا را و محاڪمہِ میڪنم
وجـבانم را
مـטּ ڪـבام قلب را شڪستم و ڪـבام احساس را لہِ ڪرבم و ڪـבام خواہِش را نشنیـבم و بہِ ڪـבام
בلتنگے خنـבیـבم
ڪہِ اینچنین בلتنگم...
+ نوشته شده در شنبه 11 تير 1392برچسب:,ساعت 7:8
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|
بعضــــــي ها گـــريه نمي کنند !
اما ...
از چشـــــم هايشان معـلـوم است ؛
که اشکــــي به بــزرگي يــک سـکــــوت ،
گــــوشه ي چشـمـشان به کميــــــن نشــستـه
+ نوشته شده در شنبه 10 تير 1392برچسب:,ساعت 6:45
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد ميشي بر ميگرده نگات ميكنه، بدون براش مهمي
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي برميگرده با عجله مياد به سمتت، بدون براش عزيزي
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي برميگرده نگات ميكنه، بدون براش قشنگي
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه ميكني باهات اشك ميريزه، بدون دوستت داره
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف ميزني تركت ميكنه، بدون عاشقته
+ نوشته شده در شنبه 9 تير 1392برچسب:,ساعت 7:44
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|
اگه آفتاب میسوزونه
بی خیال آخه تو سایه بونی
اگه آدم ها وفا ندارند
بی خیال آخه تو مهربونی
اگه من واست میمیرم
بی خیال آخه تو لایق تر از اونی که میدونی
+ نوشته شده در شنبه 8 تير 1392برچسب:,ساعت 9:42
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|
چقـدر فاصـله بين ماسـت , ازايــن فاصله بيــزارم
دلــم ميـخواسـت ميگفــتم , چه احساسي بهـت دارم!
نگـاهم كن! خودت شايـد بفـهمي چي تو قلبـم هسـت
نگـاهم كن.. كه با چشمـات رها ميـشم ازاين بن بست
نــــذار باقــي ايـن روزا با ايـن تنهايـي ها سرشــــه
اگه عاشـق بشـيم ميـشه كه اين فاصـله كمتـــر شـــه
هميـشه آرزوم بودي نـذار اين حس يه عـادت شـــه
يه كـاري كـن كه اين رويــا شبيــه واقعيـت شــــــه
نتونستم بگم بي تـــو ازايــن زنــــــدگي بيـــزارم...
ولي هـر كاري كردم بفهمـي دوســـــتـــــــت دااااااااااااارم.....
+ نوشته شده در سه شنبه 30 فروردين 1392برچسب:,ساعت 7:24
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|
روی دلای آدما هرگز حسابی وا نکن
از در نشد از پنجره، زوری خودت رو جا نکن
آدمکای شهر ما، بازیگرایی قابلن
وقتش بشه یواشکی رو قلب هم پا می ذارن
تو قتلگاه آرزو عاشق کشی زرنگیه
شیطونک مغزای ما دلداده دورنگیه
دلخوشی های الکی، وعده های دروغکی
عشقاشونم خلاصه شد، تو یک نگاه دزدکی
آدمکای شب زده، قلبا رو ویرون میکنن
دل ستاره ی منو، از زندگی خون میکنن
ستاره ها لحظه ها رو، با تنهایی رنگ میزنن
به بخت هر ستاره ای، آدمکا چنگ میزنن
عمری به عشق پر زدن قفس رو آسون میکنن
پشت سکوت پنجره چه بغضی بارون میکنن!
مردم سر تا پا کلک، رفیق جیب هم میشن
دروغه که تا آخرش، همدل و هم قسم میشن
رو دنده حسادتا زندگی رو میگذرونن
عادت دارن به بد دلی نمی تونن خوب بمونن
قصه روزگار اینه، به هیچ کسی وفا نکن
روی دلای آدما، هرگز حسابی وا نکن

+ نوشته شده در سه شنبه 29 فروردين 1392برچسب:,ساعت 7:21
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
<-CategoryName->
|
|
|
گاهے دلمـ از ـهر چه آدمـ است مے گيرد…!
گاهے دلمـ دو کلمه حرف مهربانانه مےخواهد…!
نه به شکل ِ دوستت دارم و يا نه بــ ِ شکل ِ بے تو مے ميرمـــ…!
ساده شايد ، مثل دلتنگ نباش… فردا روز ديگر ے ست
+ نوشته شده در سه شنبه 27 فروردين 1392برچسب:,ساعت 7:53
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
|