|
درباره وبلاگ
|
|
|
به دلیل علاقه ای که به شعر وادبیات داشته ام ،مطالب و شعرهای مورد علاقه ی خود را در وبلاگم منتشر کرده ام.قبلا از همه نویسنده گان ان کسب اجازه می نمایم.
|
|
| | |
|
|
<-CategoryName->
|
|
|
گاهی اونقدر دلگیر و دلتنگم که می گم : خدایا!زندگی به این بی اهمیتی و پوچی برای چی می گذرونم؟بی هیچ امیدی!
و گاهی هم حتی یه اتفاق کوچیک یه دیدار ساده اونقدر امیدوارم می کنه که عروسکم رو محکم بغل می گیرم و حتی زودتر از همه خواب می رم که شاید خوابشو هم ببینم!!...
زندگی منو باش که به چه چیزایی بستگی داره خداییش!!..
دیدن کسی عرض ۱ ثانیه!۱ ثانیه فقط و فقط ۱ ثانیه!!...
اونقدر خوشحالم کرد که احساس بی وزنی هم دیگه واسه وصفش کمه!
و اونقدر غمگین شدم که تموم اون راهی که واسه دیدنش رفتم رو موقع برگشت فقط اشک ریختم!
سرم درد گرفته بود و تموم خاطره هام جلو چشمام رژه می رفتن!
چاره ای نداشتم جز اینکه سرم رو به شیشه تکیه بدم و چشمامو ببندمو
وای از خاطره ها!.......

نظرات شما عزیزان:
+ نوشته شده در یک شنبه 24 ارديبهشت 1391برچسب:,ساعت 17:58
توسط
ازاده
|
|
|
| | |
|
|